برای چهل چراغ عشق من
سلام سلام به یکدونه من که هر روز شیرینی اش بیشتر زندگی منو شیرین می کنه تو یه حبه قند بزرگی که من تا آخر عمرم همه ی چایی هام را با اون می خورم این روزها خیلی خیلی دوست داشتنی شدی ومن عاشقتم ،عاشق این که هستی ولی به جز دده هیچی نمی گی... الهی قربونت برم که صبح هاپو شده بودی... با این که تو تخت خوابیدی ولی دلم برات تنگ شدی... چند تا داستان نامه از سامیار با تصویر : باغ ارم و امان از سامیار... از این روز با دوربین جدید عکس گرفتم و اینجا دروازه قران هست و رفتیم ناهار بخوریم... اینجا حسابی برای خودت بازی کردی .... لباسهای نو که برات از دبی خریدم پوشیدی... این شروع ورو...
نویسنده :
مامان سامیار کوچولو
12:18









